![]() |
![]() |
|
| جز تو قافیه ای برای عشق نیست |
|
راه می رویم راه می رویم و یادمان می رود که گاهی می توان نشست به روی صندلی وخواند ترانه ای از روزهای دور وفکر کرد ازمیان این همه خاکستری کدام دریچه بسوی نور باز می شود؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 4:34 PM توسط ملینا |
|
دست نوشته ها |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 10:59 AM توسط ملینا |
|
|
سهراب:
گفتی چشم ها را باید شست ! شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید ! دیدم ولی..... گفتی زیر باران باید رفت ! ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:دیوانه ی باران ندیده....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 10:40 AM توسط ملینا |
|
|
سامبولیکم
آخی این کلمه منو یاد یکی از هم کلاسیام میندازه ..خیلی وقته هم ازش خبر ندارم حالا جینگیلی چیه؟ بماند... خب ..؟ خب ...دیگه بسه ...واسه اینکه یه چی نوشته باشم...اومدم...خب نوشتم دیگه اینم ۲ کلام از مادر عروس سرمایه ی آدمی یک نفس است وآن یک نفس از برای یک هم نفس است گر نفسی با نفسی هم نفس است آن یک نفس از برای یک عمر بس است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 10:5 PM توسط ملینا |
|
|
آه ای زندگی منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم نه به فکرم که رشته پاره کنم نه بر آنم که از تو بگریزم
پ.ن. دوستان از این به بعد هم سعی میکنم که زود به زود آپ کنم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 1:59 PM توسط ملینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هیچ...
و هیچ... وباز هم هیچ... |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|