تبليغاتX
اندوه پرست -
جز تو قافیه ای برای عشق نیست

اين جمله داره توی سرم وول ميخوره باز :
غنچه خوشبختی در جايی تاريک بی صدا و گودی پنهان است که بسيار نزديک ماست ولی کمتر به ان سر ميزنيم ...
و ان دل خود ماست ...
اين همه نزديک و در عين حال شايد خيلی هم دور ... عجيب نيست ... ؟
... شايد هم نباشه چون ما ادما معمولا عادت داريم جای دوری را بدنبال يافتنی هايمان بگرديم در حاليکه همه چيز همين جاست : در يک قدمی ... شايد تنها به اندازه دراز کردن دستی ...

بياد اين شعر افتادم ... :
برخيز دلا که دل به دلدار دهيم
جان را به جمال ان خريدار دهيم
اين جان و دل و ديده پی ديدن اوست
جان و دل و ديده را به ديدار دهيم ...

هنوز در عجب و حيران کار دلم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1:39 PM  توسط ملینا |