تبليغاتX
اندوه پرست - بارون...
جز تو قافیه ای برای عشق نیست
سهراب:

گفتی چشم ها را باید شست !

شستم

ولی.....

گفتی جور دیگر باید دید !

دیدم

ولی.....

گفتی زیر باران باید رفت !
رفتم

ولی او نه  چشم های خیس و شسته ام را

نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید

فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:دیوانه ی باران ندیده....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 10:40 AM  توسط ملینا |